تبليغاتX
دختر سرزمین باران

دختر سرزمین باران

.

باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ايستاده بودی در نيمه‌شب
ماه و ستاره‌ای نبود
چتر مهرت گستره بود
در انتهای کوچه اما
کوبش آهنگين باران بود
بر سفالينه‌ها تعلق
در ناودان تمنا
بر خشک خسته‌ی زمين
بر خاک ناباور تابستان
تند و بی‌امان
و من باران را
سر و پای برهنه می‌خواستم
بی‌هيچ چتر و سرپناه
بی‌هيچ بند و ريشه
بی‌هيچ جامه
و من در انتهای کوچه
سپردم تن به باران
تا بشويد روح از جان
تا غبار تيره‌ی بودن را
به زلاله‌ آرزو بپيوندد
و تو در آن‌سوی کوچه
ايستاده بودی خاموش
با چتر مهری آغوش‌گسترده
تنهای تنها
دور از باران




پیوندهای روزانه