<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دختر سرزمین باران</title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/</link>
<description>باران...ترانه ایی که با تو شنیدم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 Jul 2008 15:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 400px; HEIGHT: 397px&quot; height=405 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.funnychill.com/files/cool-pictures/baby-holding-fathers-finger.jpg&quot; width=478 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرگ پدر داغم کرد دوری او چه بی تابم کرد&lt;BR&gt;پدر رفت و وجود نازنینش رخت بربست&lt;BR&gt;امان از این جدائی که قلبم سخت بشکست&lt;BR&gt;پدرم تاج سرم بود که رفت&lt;BR&gt;با رفتن او بود که وجودم هم برفت&lt;BR&gt;پدرم نور دیده ی من بود پدرم&lt;BR&gt;امان از دست اجل که ربودی پدرم&lt;BR&gt;پدرم دختر تو منتظره&lt;BR&gt;ای کاش دوباره می دیدمت ،چشمام منتظره&lt;BR&gt;پدرم از غم مرگ تو من داغ شدم&lt;BR&gt;استخونم به حقیقت سوخت و بی تاب شدم&lt;BR&gt;پدرم وقتی چشمهای تو رو بوسیدم&lt;BR&gt;اون نگاه نگرانت رو دیدم&lt;BR&gt;غم عالم گرفت گرفت قلبم رو&lt;BR&gt;آتیش زد همه وجودم رو&lt;BR&gt;همه چیز خاک شد و خاکستر&lt;BR&gt;آرزوهای منم بر باد شد و گشتم از همه عالم تنهاتر&lt;BR&gt;این تو بودی که به شوق دیدنت برگشتم&lt;BR&gt;این تو بودی که برای دست بوسیدنت برگشتم&lt;BR&gt;پدرم از غم مرگ تو طاقتم طاق شده&lt;BR&gt;شب و روزم همه تار و قلبم بی تاب شده&lt;BR&gt;پدر کجا رفتی و تنهام گذاشتی ؟&lt;BR&gt;تو مگه این دختر غمگینت و دوست نداشتی ؟&lt;BR&gt;وقتی دستهای مهربونتو تو دستام می گرفتم&lt;BR&gt;از شوق با تو بودن و حمایتت من پر می گرفتم&lt;BR&gt;پدر یادت برای من همیشه زنده ست&lt;BR&gt;گرچه قلبم حالا شکسته ی شکسته ست&lt;BR&gt;هر شب و روز با تو تو آسمونها حرف می زنم&lt;BR&gt;پی تو می گردم از درد ضجه می زنم&lt;BR&gt;پدر قلبی دارم که پر از خونه&lt;BR&gt;عجب دلی دارم فقط خدا می دونه&lt;BR&gt;قصه غصه های منو نشنیدی&lt;BR&gt;اما همه سرگذشتمو از اشکام فهمیدی&lt;BR&gt;پدرم حالا دیگه بدون تو کجا برم&lt;BR&gt;با کی باید حرف بزنم ؟من که دیگه تو رو ندارم&lt;BR&gt;پدرم تاج سرم&lt;BR&gt;سایه ت کم شد از سرم&lt;BR&gt;چه کنم ؟چه کار کنم ؟از خودم هم بی خبرم&lt;BR&gt;پدرم وای پدرم ...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 15:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پس چرا....؟</title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فرصت زندگي كوتاه تر ازاونه كه براي با هم بودن و شاد بودن ناز كنيم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگه نه؟&lt;BR style=&quot;FONT-FAMILY: arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-FAMILY: arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;پس چرا....؟&lt;BR style=&quot;FONT-FAMILY: arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 00:54:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من فهمیدم دیوونه شدم </title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>خب ... آخرش که چی ؟ مگه نه که همش یه قصه‌ست ؟ قصه‌ی ما به سر رسید ... نرسید ... رسییید ... نرسییید ... نرسیید .... رسییید ... &lt;BR&gt;بسه دیگه هر چی مستقیم رفتی ٬ ببین بعضی وقتا هم باید بپیچی شاید واسه همینه که زیاد میخوری به دیوار ... یه بن‌بست همیشه یه بن‌بسته ٬ چرا نمیره تو کتت که ؟ 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببین من چشامو که میبندم انگاری تازه چشامو واز کردم ... دیدی خیلی وقتا چراغا رو که میبندی یه هو احساس میکنی دیگه هیچی نیست ٬ بعد کم کم همه چیو میبینی ... بالاخره که چی ؟ یا هست یا نیست .. درست مثل وقتی که چشاتو محکم به هم فشار میدی یه هو یه چیزی شبیه نور یا برق میدووه تو چشات ... &lt;BR&gt;فکر کردن چیز بدیه ولی دیدن خیلی بدتره ... اگه آدم بتونه به چیزایی که نمیبینه فکر کنه خوبه ولی بعضی وقتا زیادی جلوست .. چشاتو میگیره ول نمیکنه ... اونوقت تو میخوای به چی فکر کنی لطفاً ؟! &lt;BR&gt;آره خر که نیستم میدونم داره عید میاد ولی به....حیف که ندارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ببین صداش زیاده ... کمش کن ... صدای بلند واسه شنوایی گوش ضرر داره ... گوشای آدم باید خوب بشنوه ! اونقده خوب که دیگه هیچی نشنوه ... هیچی . &lt;BR&gt;اه گرممه ... پس چرا اینقده میلرزم من ؟ &lt;BR&gt;ببین این برفه دیگه داره میره رو اعصابم ... دکتر بهم گفته شبا باید بخوابم . خانومه که رو دسکتاپمه هم گفته که سیگار نکشم . ولی امروز تو امتحان فکر می‌کنی به چی فکر میکردم ؟ یادته میگفتی حسودی میکنی ؟ یادته به چی حسودی میکردی .. میدونی یه لحظه امروز چی دیدم ؟ مزخرف میگم ؟ میدونم . &lt;BR&gt;درد میکنه .. خیلی درد میکنه .. خیلی درد میکنه ... خیلی ... &lt;BR&gt;شاید کرمه راس میگه ٬ وقتی تنهایی فرصت میکنی با خودت روبرو بشی ... ولی فکر کنم همیشه میشه فرار کرد . &lt;BR&gt;الان من خیلی جلوی خودمو گرفتم که یه چیزیو نگما ! &lt;BR&gt;ببین خواب دیدم بچه دار شدم . این یعنی همه‌چی از اول . &lt;BR&gt;کلی مورچه بودن .. لگدشون کردم ... پام رو که برداشتم زنده‌هاشون داشتن فرار میکردن . از امروز منتظر میشم که یه روز یکی بیاد پاشو بذاره روم ... لطفا! &lt;BR&gt;من منتظرم ... نمیدونم منتظر چیا ... شاید منتظر یه نامه .. شاید منتظر یه خبر .. شایدم یه چیز دیگه که خیلی منتظرم ... &lt;BR&gt;یه چیزی رو کشف کردم ... صدای آهنگی که تو خواب گوش میدی با خوابی که میبینی رابطه‌ی مستقیم داره . &lt;BR&gt;یه مشت خمیر میخوام باهاشون کاردستی درست کنم ... کلی چیزا ... بعد همشونو له کنم .. &lt;BR&gt;یه بار یکی بهم گفت من تا اینجا تو زندگیم خوشبخت بودم ... هنوزم خوشبخته ولی نمیگم به چه قیمتی. دارم ٬ یه جوری معتاد شدم . یعنی باید ترک کنم ؟ &lt;BR&gt;درخت مو رو دیدی ؟ همونی ! &lt;BR&gt;وقتی هوا ابریه ساعتای آفتابی دیگه به درد نمیخورن ؟ نه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید لباسامومو عوض کنم ... بعضی وقتا تو هیچی جا نمیشم . همه چی تنگه .. خیلی تنگ ... همه چی یه جوریه ... حتی تو صدای تو هم دیگه جا نمیشم ... این توریه چیه که انداختن رو همه چی ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند خط گوش میدی ؟ یادته ؟ دونه دونشونو یادته ؟ همون توریا رو میگم ... همون اسما ... فرق ما میدونی چیه ؟ میدونی فرق ما تو آخر شبامونه ؟ تو خوابیدنامون ٬ تو همین ندونستنا و نفهمیدنا .. تو همین تنگ بودنا ... تو دیدی و زبونت بند اومد ٬ من فهمیدم و دیوونه شدم ٬ اونا نخواستن و نخوندن و موندن ... &lt;BR&gt;باید خط بزنم .. یه چیزی هست که باید خط‌خطیش کنم .. یه جایی رو میخوام که نقاشی کنم ... با مدادرنگیایی که نوکشون شیکسته . میخوام رو آینه‌مون یه نقاشی بکشم ... میدونستی خوشگل شدم ؟ خیلی ... خیلی خوشگل شدم ... چشام خوشگل شده ... خیلی ... لباس تنگ بهم میاد نه ؟ به چشام که خیلی میاد ... به خصوص وقتی میبندمشون ... &lt;BR&gt;یه پرنده‌ست ! وقتی پیر میشه میسوزه ٬ بعد از خاکسترش یه پرنده‌ی دیگه به دنیا میاد ... &lt;BR&gt;یادت باشه که آدم عاشق رو هیچ‌کی نمیتونه درک کنه ... حتی یه آدم عاشق دیگه ٬ حتی خود آدم عاشق وقتی که عاشق نیست ٬ حتی خود آدم عاشق وقتی عاشق یه چیز دیگه‌ست ... &lt;BR&gt;و تو دوباره تا لب مرز رفتی و بازم برگشتی ... میدونی چرا ؟ چون هنوز همه چیو نباختی ... دیوونه بودن چیز خوبیه به شرطی که مردش باشی ... تو بریدی ... همه تاوان بریدن‌هاشون رو پس میدن ... دیر یا زود . &lt;BR&gt;منتظر نباش ... این آخرین بار نیست ٬ شایدم اولین بار نیست ... یا به دست نمی‌آییم ٬‌ یا از دست میرویم ... &lt;BR&gt;یه پرنده‌ست ... بهش میگن مرغ آتش .. منقارش هزار تا سوراخ داره از هر کدوم یه آواز بیرون میاد ... &lt;BR&gt;و تو وقتی به خودت میای که همه چی دیر شده ... و این تو یه ضمیر دوم شخص ساده نیست ٬ این تو همیشه تکرار میشه .. این دور همیشه ادامه پیدا میکنه ... دیروز برای تو ٬ امروز برای من ٬ ... و فردا ؟ &lt;BR&gt;شاید هنوزم دلت یه نفر رو بخواد که اون حرفی رو که تو گلوت گیر کرده ٬ اون چیزی که داری حسش میکنی ولی نمیتونی بگی رو بگه ... شاید هنوزم دلت بخواد خودت رو تو احساسات یه نفر دیگه ببینی ... شاید هنوزم دلت بخواد نگاهت رو بدوزی به دود قلیون و به قصه‌ی اون راه سیاه گوش کنی ... &lt;BR&gt;ولی اون پرنده پیر نمیشه ٬ وقتی به خورشید نزدیک میشه .. بال و پرش میسوزه ٬ بعد از خاکسترش یه پرنده‌ی دیگه به دنیا میاد ... &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 20:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنجیر</title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>بالانوشت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفیق من سنگ صبور غمهام &lt;BR&gt;به دیدنم بیا که خیلی تنهام&lt;BR&gt;هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم &lt;BR&gt;چه دنیای رو به زوالی دارم&lt;BR&gt;مجنونمو دلزده از لیلیا &lt;BR&gt;خیلی دلم گرفته از خیلیا&lt;BR&gt;نمونده از جوونیام نشونی &lt;BR&gt;پیر شدم پیر تو ای جوونی&lt;BR&gt;تنهای بی سنگ صبور &lt;BR&gt;خونه ی سرد و سوت و کور&lt;BR&gt;توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست&lt;BR&gt;اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد&lt;BR&gt;اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش&lt;BR&gt;تنهای بی سنگ صبور &lt;BR&gt;خونه ی سرد و سوت و کور&lt;BR&gt;توی شبات ستاره نیست &lt;BR&gt;موندی و راه چاره نیست&lt;BR&gt;اگر بیای همونجوری که بودی &lt;BR&gt;کم میارن حسودا از حسودی&lt;BR&gt;صدای سازم همه جا پر شده &lt;BR&gt;هر کی شنیده از خودش بیخوده&lt;BR&gt;اما خودم پر شدم از گلایه &lt;BR&gt;هیچی ازم نمونده جز یه سایه&lt;BR&gt;سایه ای که خالی از عشقو امید &lt;BR&gt;همیشه محتاجه به نور خورشید&lt;BR&gt;تنهای بی سنگ صبور &lt;BR&gt;خونه ی سرد و سوت و کور&lt;BR&gt;توی شبات ستاره نیست &lt;BR&gt;موندی و راه چاره نیست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;من، با زخم زبونات رفیقم&lt;BR&gt;مرهم بزار ،با حرفات ، رو زخم عمیقم&lt;BR&gt;با توام که داری به گریه م می خندی&lt;BR&gt;کاش میشد بیایی و به من دل ببندی&lt;BR&gt;تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم&lt;BR&gt;کار دل ، نباشی ، تمومه عزیزم &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قصد آزارت رو ندارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تلخم اما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خسته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: italic&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;--------------------------------------------------&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دارم دونسته دونسته دومین اشتباه بزرگ زندگیم رو انجام میدم. بعضی وقتا وقتی رو دور باطل افتادی و نمیتونی خودتو نجات بدی، بهترین راه واسه گریز زدن و ورق زدن صفحه های زندگی اینه که همه ی پل های پشت سرت رو خراب کنی و خودتو تو شرایطی قرار بدی که هیچ وقت فکرشو نمیکردی و نمیتونی باورش کنی. وقتی هیچ راه فراری نداشته باشی و هیچ چاره ای برای ادامه ی مسیر فعلی واست نمونه، اونوقته که اگه استعداد داشته باشی زنجیر پاره میکنی.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0066&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=post-body&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;این آهنگ رو میذارم تو گوشم و چشمام رو میبندم و میذارمش تا که هی تکرار بشه و تکرار بشه ... کم‌کم اون صحنه‌ میاد جلوی چشمم. شبیه وقتی که یه دشت بزرگ رو روبروت میبینی در حالیکه تکیه زدی به یه درخت خشک و بی‌برگ ... همون دشتی که جلوی روت با همه‌ی عظمتش یه جایی تموم میشه و تبدیل به یه دره میشه و خورشید آروم آروم داره فرو میره تو اون دره ... لختی زندگی تو رویاهای توی اون صحرا با این صدا اتفاق میفته ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 13px; MARGIN-LEFT: 0.5cm; FONT-STYLE: italic&quot; align=left&gt;&lt;BR&gt;Little by little the night turns around. &lt;BR&gt;Counting the leaves which tremble and turn. &lt;BR&gt;Lotus&apos;s lean on each other in union. &lt;BR&gt;Over the hills where a swallow is resting. &lt;BR&gt;Set the controls for the heart of the sun.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Over the mountain watching the watcher. &lt;BR&gt;Breaking the darkness waking the grapevine. &lt;BR&gt;Morning to birth is born into shadow &lt;BR&gt;Love is the shadow that ripens the wine. &lt;BR&gt;Set the controls for the heart of the sun. &lt;BR&gt;The heart of the sun, the heart of the sun. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Who is the man who arrives at the wall? &lt;BR&gt;Making the shape of his questions at asking. &lt;BR&gt;Thinking the sun will fall in the evening. &lt;BR&gt;Will he remember the lesson of giving? &lt;BR&gt;Set the controls for the heart of the sun. &lt;BR&gt;The heart of the sun, the heart of the sun.&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both; PADDING-BOTTOM: 0.25em&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Apr 2008 14:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میخوام سعی خودمو بکنم ولی !</title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>تو آینه زل میزنم به خودم .. صدای بازدم تو موقع تحویل سال نو که رو انسرینگ تلفن ضبط شده داره میاد . چشام رو میبندم و زل میزنم به خودم . گوشام رو میگیرم چشام رو محکم میبندم . کی گفته آدم به خودش نمیتونه دروغ بگه‌؟‌ میگم. اونقدر میگم تا باور کنم. میدونی تو واسه من یه پسر ساده با چشمای قهوه‌ای نیستی . تو اون‌ور منی خودتم میدونی . حالا من دارم پا پس میکشم و میدونم که حتی اگه به تو هم بتونم دروغ بگم به خودم نمیتونم . میخوام سعی خودمو بکنم ولی ! میدونی که نامه‌هات هنوز بهم نرسیده ؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Mar 2008 03:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=121 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i27.tinypic.com/hv3xva.jpg&quot; width=93 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i24.tinypic.com/3149g5j.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i20.tinypic.com/21jn52e.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i16.tinypic.com/6b01h8h.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i15.tinypic.com/6xhqhkp.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i6.tinypic.com/85auc1f.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i21.tinypic.com/28mkytf.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Feb 2008 00:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز به روز لحظه به لحظه...</title>
<link>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 300px; HEIGHT: 521px&quot; height=488 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tn3-1.deviantart.com/fs10/300W/i/2006/138/1/0/dead_tree_in_shadows_by_negrasangre.jpg&quot; width=300 align=left border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;همه آرشیو رو پاک کردم وبلاگ شد صفره صفر &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;دیگه هیچی از گذشته و نوشته ها نموند &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;چند سال شده بود؟ نزدیکه سه سال؟ اون همه نوشته بودم؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;روز به روز لحظه به لحظه...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;همشو پاک کردم &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;همه لحظه های سه سال در یه لحظه پاک شد &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;مثله خیلی چیزا که از ذهنمون پاک شدن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;فقط مونده اون آماره زیره صفحه که اونم اگه صفر بشه دیگه هیچی نیست....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;خیلی سخته آدم نتونه احساسش رو توضیح بده نه‌ ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt; اونم درست وقتی که احتیاج داره ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jan 2008 23:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aroos-mahi&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>aroos-mahi</dc:creator>
<guid>http://aroos-mahi.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
